توما پرداخت. تا آن زمان اوگوستينيان از همكيش بلندآوازهشان، اجيديوي رُمي (سيزدهم ـ 2)، پيروي كرده بودند، ولي گرگوريو در مدت اقامت در پاريس سخت تحت تأثير آكمي قرار گرفت و به نامگرايي گرويد.
شرح او بر عبارات حاوي بحثي درباب پيوستگي رياضي و بينهايت است.
اوربانوي بولونيايي
اوربانوي بولونيايي.1 راهب ايتاليايي از فرقهٴ خادمان مريم عَـذرا؛ از پيروان ابن رشد.
مهمترين تأليفش شرح مفصلي بود بر شرح طبيعيات ارسطوي ابن رشد كه در سال 1344 نوشت، هنگامي كه كاملاً پير شده بود. بهخاطر اين شرح به او پدر فلسفه لقب دادند!
اوربانو را در اينجا بهعنوان نمايندهٴ فلسفهٴ ابن رشد معرفي كرديم، زيرا اين فلسفه در آن زمان در شمال ايتاليا رشد خود را آغاز كرده بود، گرچه نه به اندازهٴ بولونيا، ولي به اندازهٴ پادوا كه پييتروي آبانويي در آن اول بار به معرفي اين فلسفه پرداخته بود. با اين همه، فلسفهٴ ابن رشد در ايتاليا تا سدهٴ پانزدهم به حد رشد نرسيد، تا در آن هنگام كساني چون پائولوي ونيزي (حدود 1370 ـ 1429)، گايتانو دا تينا (1387 ـ 1462؟) و نيكولتو وِرنيا دا كيهتي (برآمدنش 1481) به ترويج آن پرداختند.
2. اسپانيا
آنتونيوس آندرئا
آنتونيوس آندرئا. آنتونيوس پسر آندرئا، فرانسيسي كاتالونيايي، شاگرد دُنْـس اسكوت (سيزدهم ـ 2؛ متوفا 1308) در سال 1320 يا پساز آن درگذشت. ظاهراً او بايد پساز سال 1320 درگذشته باشد، زيرا از پيير اُريول (متوفا 1322) نام ميبرد و انتقاد ميكند. او از پيروان پرشور دُنْـس اسكوت بود و به او دكتر شيرينسخن لقب داده بودند. تعدادي كتابهاي فلسفي و منطقي نوشت كه ظاهراً از محبوبيتي بيش از استحقاقشان برخوردار شدند. آنها حاوي توضيحات بليغ و مفصل موضوعات پيش پا افتادهاي هستند براساس فلسفهٴ اسكات.
او شرحهايي هم بر كتاب عبارات، مابعدالطبيعهٴ ارسطو، منطق ارسطو و بوئتيوس، و
مقولات ژيلبر دو لا پوره (دوازدهم ـ 1) نوشت. همچنين رسالهاي هم خودش دربارهٴ منطق تأليف كرد و رسالهٴ ديگري بهنام
سه اصل درباب اجسام طبيعي، كه در آن به بحث درباب جسم، صورت و عدم پرداخت. آنتونيوس نتيجه گرفت، با اينكه جسم و صورت هميشه پيوستهاند، با اين حال هركدام داراي واقعيت جداگانهاي هستند.